تبلیغات
ساقی باران - شماره چهارم ماهنامه «داستان»منتشر شد.
ساقی باران
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست .. فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است
در این شماره محمدرضا بایرامی عنوان کرده: از لفظ «ادبیات» ضدجنگ سردرنمی‌آورد و به نظرش خیلی از گویندگان با الفاظ بازی می‌کنند. او کلاس‌های رایج آموزش داستان‌نویسی را باعث خراب شدن نویسندها می‌داند.
خبرگزاری فارس: داستان - 4

شماره چهارم ماهنامه «داستان» با پرونده‌ای درباره ادبیات گردن‌کلفت روسیه و دنیای داستان‌های روسی منتشر شد.

این شماره از داستان که گفت‌و‌گوهایی با دکتر سیدمحمود حدادی مترجم زبان آلمانی و دکتر حسین ملانظر مدیرگروه مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبایی را در خود دارد، با محمدرضا بایرامی نویسنده به بهانه کتاب‌های تازه‌ای که از او منتشر شده به گفت‌و‌گو نشسته است.

بایرامی در این گفت‌وگو می‌گوید از لفظ «ادبیات» ضدجنگ سردرنمی‌آورد و به نظرش خیلی از گویندگان با الفاظ بازی می‌کنند. او کلاس‌های رایج آموزش داستان‌نویسی را باعث خراب شدن نویسندها می‌داند و آموزش مستقیم داستان‌نویسی را کاری غیرضروری معرفی می‌کند. در حاشیه این گفت‌وگو، کتاب‌هایی از قدیم و جدید این نویسنده معرفی شده‌اند.

حرف‌های نادر قدیانی، مدیر انتشارات قدیانی بخش دیگر «داستان» است. قدیانی می‌گوید: وقتی ششم ابتدایی را تمام کردم، به فکر کار افتادم. پدربزرگم به پدرم گفت مغازه زیر خانه را بده به نادر. کرکره مغازه را بالا دادم و روی شیشه نوشتم «کتاب‌فروشی قدیانی» و کار را با فروش کتاب‌ها و مجله‌های کهنه خودم شروع کردم.

پرونده ادبیات روسیه، علاوه بر بیان ضرورت و اهمیت خواندن کارهای محکم این دسته از داستان و رمان، داستان‌هایی از تولستوی، واسیلی شوکشین، نادر ابراهیمی و گفت‌وگوهایی با سیدمجید پورطباطبایی و محمدمهدی عبدخدایی درباره حوزه‌های مختلف مربوط به دوران اوج داستان‌های روسی در ایران در خود دارد.

داستان‌هایی از نویسنده‌های مصر، فرانسه، افغانستان و ایران بخش‌های دیگر «داستان» هستند که در کنار خبرها و نوشته‌هایی از محمود حکیمی، هوشنگ مرادی کرمانی، محمدرضا سنگری، قاسم‌علی فراست، علی‌اصغر عزتی‌ پاک، محسن سلیمانی، سیداحمد نادمی، جلال آل‌احمد، فریدالدین حداد عادل، ناهید کاشی‌چی، ریموند آبستفلد و سید‌امیر صدیقی به چاپ رسیده‌اند.

 





نوع مطلب : کاغذ اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

18 شهریور 96 05:23 ق.ظ
Today, I went to the beach front with my children. I found a sea shell and
gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is totally off topic but I had to tell someone!
9 شهریور 96 04:49 ب.ظ
I have been surfing online greater than three hours nowadays, yet I by no means discovered any attention-grabbing article like yours.

It is pretty value enough for me. In my opinion, if all website owners and bloggers made good content material as you did, the net will probably be much more helpful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ایجاد وبلاگ : 11مرداد 1391
وبلاگ اماده انعکاس نظرات و مطالب شما عزیزان می باشد
مقالات و مطالب نظرات نویسندگان انها می باشد نه نظر وبلاگ

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی